در سومین شماره ماهنامه زندگی مثبت که در اسفند 86 منتشر شده است، دکتر شهرام یزدانی نتایج برخی از آخرین مطالعات محققان را درباره عشق بیان کرده است. او از پژوهشهایی میگوید که ثابت میکنند شور عشق (یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیرقابل اعتماد است؛ و نیز نتایج تحقیق محققانی را نشانمان میدهد که خواستهاند بفهمند چه چیزی ضامن بقای یک زندگی زناشویی است ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 2:3  توسط كريچ چوپان فر
|
سلام :چون من گوسفندانم از هر كشوري هستند بنده به چند زبان مرده دنيا تسلط دارم لطفا ازمن نخواهيد كه ترجمه كنم چون گوسفند هندي رفته براي ادامه تحصيل
Hum Rona To Bhot chahte hai
Magar Galay Lagne Wala Koi Nahi
Sab Hai Magar apna koi nahi
Khuda kisiki muhabbat pe fida na kare,
Agar kare to zindagi bhar judaa na kare..
I searched through books, and I leafed through cards,
For words that would convey, what I had in my heart,
But when I sat down to write all I can write was….
I can’t live without you!!!
Love is like standing in the wet cement,
The longer you stay, the harder it is to leave
And you can never go without leaving your shoe behind.
Kabhi roke muskuraye, kabhi muskurake roye
Teri yaad jab bhi aayee, tujhe bhula bulake roye
Ek tera hi naam tha jise hazaar baartha likha
Jise khush hue the likhkar use mita mitake roye…
U tho hum kisi ka picha nahi karte,
darde dil diya or liya nahi karte,
itfak ki baat hai ye dil tuj par aagya,
warna itne kimte cheez kisi ko diya nahi karte
Mera ikraar tere inkaar se behatar hoga
Mera din bhi teri raat se behtar hoga
Yakeen nahin to dolee se jhankke dekhna
Mera janazaa teri baaraat se behatar hoga…
Mere Honton ke mehaktay hue naghmo par na ja
Mere seenay main kaye aur bhi ghum paltay hain
Mere chehray par dikhaway ka tabassum hai magar
Meri aankhon main udaasi kay diye jalte hain
Chupa chupake raat din aansu bahana yaad hai,
Humko ab tak, Aashiqui ka, wo zamana yaad hai…
zezat lagtaa hai, ke saaree khubsuratee tuj mein samaagaye
kerech mein chalte ho, to nazarein tuj par rekhtee hai,
Andheraa jeevan bhi, tuj se roshan ho jata hai
تو اين شبهاي خط خطي ستاره هاي پاپتي گم شدن و نيست توي راه فانوسكه رفاقتي به هر كي ميخوايي دل بدي دل ميكنه براحتي دنيا چقدر الوده شده به سم بي صداقتي پاهاي عشق و عاشقي تاول زده بگي نگي انگار تموم زندگي گرفته بوي كهنگي چرا ستاره پر پره قفلي بروي هر دره هر شب هواي رابطه از شب پيش ابري تره چرا دلم را هيچكسي تا شهر عشق نميبره چرا كسي نميدونه خونه عشق كدوم وره بايد با دنيا كاري كرد بيشتر از اينها نشه بد بپاي عشو عاشقي مرحم دلدادگي زد بايد دوباره تازه شد توي هواي رابطه بايد دوباره خط كشيد رو هر چي رسم غلطه بايد دوباره خط كشيد رو هر چي رسم غلطه
+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25ساعت 1:20  توسط كريچ چوپان فر
|
تنها با گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم
نه كسي آيد نه كسي خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
كه سخنها گويد ساز من
تو نداني تنها همه شب باگلها
سخن دل را ميگويم من
چو نسيمي آرام كه وزد بر بستان
همه گلها را ميبويم من
تنها با گلها گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم
چون ابري سرگردان
ميگريد چشم من در تنهايي
اي روز شاديها كي باز آيي
امشب حال مرا تو نميداني
از چشمم غم دل تو نميخواني
امشب حال مرا تو نميداني
از چشمم غم دل تو نميخواني
تنها با گلها گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 1:5  توسط كريچ چوپان فر
|
خودم
را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به
پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه
دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم
شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را
براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده
ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم
سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با
قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره
اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك
سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ
زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09ساعت 2:24  توسط كريچ چوپان فر
|
دوباره وارد یک روز حسرت بار می شوم با تصویر خیالت/ از فکرم نمی روی، عشق شهرآشوبم / شبهای بدون تو در سرم غوغایی ست آیا خوشبخت هستی در آنجاها؟/ عشق شهرآشوبم/ گل وحشی من/ عشق شهرآشوبم عشق حقیقی ام /عشق شهرآشوبم تنها عشق من/عشق شهرآشوبم هستی ... زخمی ام /عشق منی، درد مشترک منی خزان من، بهار منی،/ تنها دارایی منیعشق شهرآشوبم /شبهای بدون تو در سرم غوغایی ست /آیا خوشبخت هستی در آنجاها؟ /عشق شهرآشوبم...
+
نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت 16:19  توسط كريچ چوپان فر
|